تبليغاتX
هل من محیص؟




















هل من محیص؟

به هوای میوه های گس وحشی...به هوای عشق های عجیب...

من ستاره نخواهم شد
ستاره که به آن خیره می‌شوند
زیباییش را می‌ستایند و دلشان از چشمک گاه‌گاه دلبخواهش آب می شود

ولی آنها می‌روند و او می ماند

من شهاب خواهم شد
که گرچه زود می رود امّا !
آرزوی هرکه او را دیده را
برآورده می‌کند

 

-.امیر ابوالحسنی.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 0:23 قبل از ظهر توسط عاطفه | |

سلام

درسته که من فردا یه میان ترم خفن دارم اما فقط اومدم اینجا که بگم دلم واسه معلم گسسته مون تنگیده.

همون که نوک میچیند....

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 9:45 بعد از ظهر توسط عاطفه | |

کوچه را جارو میکنم تا وقتی یارم میاید کوچه خاکی نباشد.

ای چشم سیاه انقدر ادا و اطوار در نیار.

این همه زیبایی ای که بهش مینازی را یک روز از دست خواهی داد.

 

 

الان تو امفی تئاتر مرکزی کنسرت موسیقی ترکی بود و با اینکه در کل دو ساعت و نیم برنامه فقط دو جمله فارسی گفته شد اما من که خیلی حال کردم.خیلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی.

اینا ترجمه ی بعضی از تیکه هایی بود که اون اقاهه-مسعود امیر سپهر-میخوندش.

نمیدونم اما صدف که تبریزیه میگه کنسرت اینا-گروه باریش-تو تبریز بیست تومن اینا بلیتشه!ما که دو تمون بود بلیتمون.

رو بروشور نوشته بود:باریش قرو په.حتی صدف هم کلی زور زد تا فهمید که قروپه یعنی همون groupخودمون!

اخرش هم که همه ترکا زدن زیر اواز و یه سرودیو خوندن .من و شهرزاد هم فقط نگاشون کردیم.هی.......

وسطشم که اون دو تا پسره وسط صندلیای امفی تئاتر رقصیدن و برادران جان بر کف انتظامات و حراست و.....

 

 

نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 7:30 بعد از ظهر توسط عاطفه | |

شب است و شاهد و شمع و شراب و شیرینی

غنیـــــــمت است چنین شب که دوستان بینی.

شب است و شاهد و شمع و شراب و شیرینی

غنیـــــــمت است چنین شب که دوستان بینی.

شب است و شاهد و شمع و شراب و شیرینی

غنیـــــــمت است چنین شب که دوستان بینی.

شب است و شاهد و شمع و شراب و شیرینی

غنیـــــــمت است چنین شب که دوستان بینی.

نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 7:45 بعد از ظهر توسط عاطفه | |

ماشاالله به سالار.............ماشاالله

ماشاالله به تیپت.............ماشاالله

ماشاالله به موهات..........ماشاالله

ماشاالله به سالاااااااااااااااااار

 

سالار دوست داریم.

 

 

کسی میدونه که سالار عقیلی مرغ سحر داره یا نه؟

...از خون جوانان وطن لاله دمیده.

 

پ.ن:الان سالار عقیلی تو امفی تئاتر مرکزی اجرا داشت.و مجری برنامه هم....جواد خیابانی... بود.

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 5:9 بعد از ظهر توسط عاطفه | |


Design By : Night Skin